ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

325

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

افتاده بود و همچنين اغفال و ناكامى شاهزاده را كه در اثر اجراى دستور پدرش چنين لقمه‌ى بزرگى از دهانش بيرون افتاده بود ، سخت مسخره مىكردند و اين ماجرا مدت‌ها نقل محافل و موجب تفريح و سرگرمى بازاريان بود . داستان فوق نمونه و سرمشقى است براى هر مأمور دولتى از صدر تا ذيل . از هرجا شده بايد در فكر « مداخل » و پر كردن جيب خود بود . اين است تنها هدف كوچك‌ترين كدخدا تا مقتدرترين وزير . يك روز ژروم كه در تالش سفر مىكرد از يكى از خوانين آنجا درخواست كرد كه او را در خانه‌اش مهمان كند . خان ضمن پذيرفتن او مىگفت : بسيار به موقع رسيده‌اى ، چون در تماشاى [ نمايش ] لذت‌بخشى حضور پيدا خواهى كرد . اين نمايش دلپذير عبارت بود از شكنجه دادن شخص بدبختى كه افراد خان نقره‌داغش مىكردند . به اين معنى كه سكه‌هاى تك‌شاهى را در آتش سرخ كرده و از سر تا پا به بدن عريان او مىچسباندند . بعد خان گفته بود شما اين مرد شرور را مىبينيد ، او به قدرى كله‌شق و يك دنده و خسيس است كه چند صد تومان را از من كه سخت بدان احتياج دارم ، مضايقه مىكند ، درحالىكه خودش راه پول خرج كردن را مطلقا بلد نيست ! اينك با اين كار مىخواهم كمى سر عقلش بياورم . همواره افكار عمومى كليه‌ى مأموران دولت را به‌طور قطع رشوه‌خوار و متجاوز به حقوق ديگران مىداند و حكومت نيز از مطالبه‌ى مبالغ كلان بعد از چند سال اشتغال به خدمت هيچ وقت كوتاهى نمىكند . انفصال از خدمت ، چوب بستن بىرحمانه و حتى مجازات‌هاى شديدتر از اينها هم در انتظار كسانى است كه از دستور مافوق‌ها سرپيچى كنند . يك اتريشى را مىشناسم كه براى سر و سامان دادن به سازمان جديد ماليه به ايران دعوتش كرده بودند . اداره‌ى منطقه‌يى را به دست او سپردند تا طرح‌هاى اصلاحى خود را در وهله‌ى اول در اين منطقه پياده كند . در پايان سال نايب السلطنه دستور داد كه از وى پيشكشى در حدود ده هزار فرانك تحت عنوان كشدار « صادر » مطالبه كنند . مدير جديد صورت حساب مالى خود را براى مسؤلان امر ارسال نمود . طبق اين صورت نسبت به سال‌هاى گذشته ماليات بيش‌ترى از قصبات عايد خزانه‌ى دولت شده بود . ولى وصول آنچه كه با نام صادر عنوان مىشد ، روستاييان را تماما از هستى ساقط مىكرد . در جواب اين صورت حساب ، فرمان عزل اتريشى از [ طريق ] پيك بعدى به دستش رسيد . براى جلوگيرى از سوء استفاده‌ها ناصر الدين [ شاه ] دستور داده بود در شهرها و قصبات جعبه‌هايى بگذارند تا مردم شكايات خود را عليه مقامات خاطى در آنها بريزند .